تبلیغات
دانش بومی
  • تازه ترین مطالب:
آخرین مطالب
آرزو بر پیران هم عیب نیست!!!
یکی از چیزهایی که اگر روزی پایم به بهارستان برسد، در اولویت کاری خود قرار می دهم، این است که ببینم تا الان در حوزه انتخابیه ام و نیز در برخی از سازمان های این کشور و در زندگی برخی افراد چه گذشته است! همین را اگر هم روزی بتوانم فقط به گردش بیندازم برای کل عمرم بس است.

آری این را نه برای این می نویسم که اگر روزی وارد عرصه انتخابات  شدم، برای خویش رأی جمع کنم ، بلکه می خواهم آرزوی دست نیافتنی ام را در این جا بیان کنم. آرزویی که اگر به ورطه عمل برسد ، دیگر در کشور ما کلنگی به زمین زده نمی شود و رها گردد. شهرک صنعتی نورآباد، جاده مصیری – جوزار- اردکان، سد رودخانه فهلیان، پتروشیمی ممسنی، بیمارستان رستم، جاده های پیاده رو مانند ممسنی، سدهای تنگ شیو و دشمن زیاری، زمین های برباد رفته مصیری ، چرایی جریان منابع طبیعی ماندن شهر مصیری، کشته های دوراهی های اطراف شهر نورآباد و مصیری و سایر مناطق و .....صدها و شاید بیشتر از این نمونه وجود دارد که باید ریشه یابی شود.

در این منطقه دیگر نباید عده ای بت  شوند( که برخی بودند)  به طوری که حرف­شان وحی منزل باشد. و چون ارتباط با آن ها بسان امام زاده و زن های نازا، امام زاده و دختران بخت برگشته و .... باشد!

در این آرمان ، دیگر در کشور مقدس سازی نمی شود. ان پی تی ،ا م پی تی نوشته نمی شود. طرح دو فوریتی ، سه فوریتی امضاء نمی گیرد. دزد مدیر نمونه نمی شود، قاتل به مجلس نمی رود ، اسیر در بند عراق رد صلاحیت نمی شود.نماینده مجلس قبل از سخنرانی سنگباران نمی شود، درختان بلوط از بی صاحبی خشک نمی شوند، شایسته برای رفتن به مجلس به تیره و طایفه احتیاج ندارد، به پول احتیاج ندارد، مجلس راه پول دار شدن نمی شود، منطقه محروم  افتخار نیست،و.... در آن زمان: 

 دادگاه ، دادگاهی می کند و  نظامی نظامی گری! اقتصاد اقتصاد را پی می گیرد و طلبه به حجره اش می رود تا احکام دین را یاد بدهد و مردم را از خرافه پرستی دینی نجات دهد( نه آن که خود بدان دامن بزند). دیگر کسانی بر این مردم تحمیل نمی شوند. امام زمان وارد بازار سیاست و پست و مقام و چاه جمکران نمی گردد. برای دیدنش کسی خواب نمی بیند و خواب های که مبنای سیاست باشد دیگر تعبیر نمی شود و ....

آری این ها آرزو و آرمان و من است( آرمان شهر و یوتوپیای من) . آرزو بر جوانان عیب نیست! شاید ما هم با این پیری جوان شدیم و در پنجاه سالگی ناشده ای شد و به دوران جوانی برگشتیم و آرزویمان برآورده شد.

آن روزها خواهم پرسید که زمین های اوقاف چه طور و توسط چه کسانی به درون سندهای منگوله دار اشخاص خزیدند؟ از اسب افتادگان چگونه سر از جانبازی در آوردند؟! بیگانگانی که طی تسلط و تسخیر خاک ما با بی لیاقتی شاهانی به کشورما وارد شدند و برای خود کَسی شدند و به مجلس رفتند و تمدن و فرهنگ ما را به نام مقدسات بر باد می دهند! دیگر باید بروند و به زندگی شان برسند، یا این که با مردم و همراه با فرهنگ مردم و تمدن مردم پیش بروند. آری چه آنان که با قزاق ها وارد شدند، آنان که با مغول یا اعراب آمدند. آری همه را می گویم. نه آنان که درد واقعی دین دارند ، آنان که درد دکانی برای دین دارند! دین را خدا بیشتر از همه برایش دل می سوزاند.

به یاد فردوسی پاک زاد :

از آن روز دشمن به ما چیره گشت

که ما را روان و خرد تیره گشت

از آن روز این خانه ویرانه شد

که نان آورش مرد بیگانه شد

چو ناکس به ده کدخدایی کند

 کشاورز باید گدایی کند

پست های کلیدی پسرخالگی و پدر خواندگی ... داماد و برادر زنی و ... تا برسد به تاراج دادن پول وقف امام معصوم علیه السّلام!!!

... بر باد دادگان طبیعت اطراف شهرها ... تا غارت یورت های مردم به نام منابع طبیعی و راهی کردن صاحبان آن به مکانی به نام زندان «که در دیار و مملکت ما ندامتگاهش می خوانند و قدمای ما بدان محبس می گفتند».

آری دلم می خواهد ، روزی قدرت بیابم ، تا این حرف ها را بزنم. حتی اگر اجرا هم نشود ، در تاریخ این مردم می ماند شاید روزی ، بنده ای از بندگان خدا قدرت گرفت و از زیاد شدن نمونه هایش در این کشور متمدن و با سابقه جلوگیری کرد!

درد مردم ، درد هویت است. دردِ درد است. درد گرسنگی را می توان تحمل کرد اگر همه گرسنه باشیم. اما این که دزد را بر قلعه و انبان مردم نگهبان بگذاریم سخنی دیگر است!

ای کاش هر کس در این راه قدم می گذاشت به اموال مردمی که بر مسند ها بوده اند رسیدگی می کرد. همان­گونه که علی (ع) گفت از آن نخواهم گذشت حتی اگر کابین زنانتان باشد. راستی آنان که با یک مجلس چندرغازی برای گذر زندگی به دست می آوردند ، چه شد که چند شبه بر اسب اقبال سوار شده و میلیاردی گردیدند. آری در این کشور هیچ کس مقدس نیست! یعنی نباید باشد. زیرا قرآن گفته است. حرف من قلم شکسته نیست. ان اکرمکم عندالله اتقیکم. و نحوه تقوی و راه رسیدنش را نیز بیان کرده است. نه این که خود را مبنای دین بدانیم که من فسره برایه مقعده من النّار.

به خدا من بی گناهم این سخن خداست. این سخن علی و معصومین است. این سخن آسمانی است. بروید و یقه آن ها را بگیرید ، من بی گناهم همان­طور که روز موعود، یقه آن که را برای برپایی عدل می آید را خواهید گرفت. آری همین کسی که برای دیدنش به سر و روی خود می زنیم را می گویم. اما چون بیاید ما راهش را سد می کنیم. کسی که شمشیر ها برایش ساخته ایم و اما بزرگان دینی ما مصلحش خوانده اند. اصلاح گر. کسی که می آید تا اصلاح گری مذهبی کند. اصلاح گری ساختارهای اجتماعی را بر عهده بگیرد.....

والسّلام من اتبع الهدی



 یکشنبه 1394/05/11  20:10    admin