تبلیغات
دانش بومی
  • تازه ترین مطالب:
آخرین مطالب
سازمان های مشارکتی سنتی در جنگل ها و مراتع کشور

سازمان های مشارکتی سنتی در جنگل ها و مراتع کشور

 کناف  ایران: در خدمت شما هستیم تا در باره سازمان های مشارکتی سنتی در زمینه مراتع و جنگل ها صحبتی داشته باشیم. آغاز سخن را به خود حضرت عالی واگذار می کنیم.

دکتر یوسفی: روش های سنتی و به تعبیری دانش بومی استفاده از جنگل و مرتع برای چرای دام در قبل از اصلاحات ارضی در مناطق متعدد کشور وجود داشته است. این روش ها نشان از روش های نانوشته  (ولی بهینه و پایدار) نسبت به بهره برداری از طبیعت برای دام ها داشته است که در این روند نه تنها به مراتع آسیب های کمتری وارد می گردیده است ، بلکه در راستای استفاده از آن، نسبت به استفاده بهینه و هم چنین احیاء و بهبود آن نیز اقدام صورت می گرفته است

کناف  ایران: از سازمان های مشارکتی هم اگر صحبتی بفرمایید متشکر خواهیم بود:

  دکتر یوسفی : جامعه عشایری از نظر سازمان ایل و گروه های درونی آن دارای واحدهای مختلفی است که در هر منطقه نامی خاص دارد. گروه هایی که تقریباً در بین کلیه عشایر دارای نام مشابه است عبارتنداز: «ایل» «طایفه و تیره» به هر حال این گروه ها بر حول مسئله مرتع مشترک و مالکیت مشاع بر مرتع، تشکل هایی را به وجود آورده اند که به بهره برداری از مراتع مشترک می پردازند.کوچک ترین رده های سازمان اجتماعی عشایر که در واقع واحدهای پایه بهره برداری از مراتع بوده اند ، به عنوان مثال ، در بین عشایر بختیاری و کهکیلویه و بویراحمد، ممسنی و بخش های از خوزستان و برخی مناطق دیگر « مال» و در بین عشایر لرستان« کرنگ» نامیده می شود. هریک از این رده ها در دوره های ییلاقی و قشلاقی دارای

محل استقرار خاصی بوده اند که در بهره برداری درست از مراتع تأثیر داشته اند. داشتن محل استقرار خاص در هر دوره تحت عنوان «ورد» «واره»، «وارگه» و «یورت»که به مثابه داشتن حق انتفاع دایمی از مرتع بود، در اجرای شیوه های بهره برداری و حفظ مراتع بی تأثیر نبوده است . به طور کلی بهره برداری از مراتع توسط این واحدها یا نهادها تابع نظم نسق خاصی بوده است، در واقع این نظم که به تعبیر امروزی مدیریت نامیده می شود ، ضامن بقاء و حفظ مراتع در ادوار گذشته بوده است. در این جا منظور نهادهای سنتی گروهی و اجتماعی رایج در بین عشایر است که به مثابه واحدهای تولیدی در زمینه فعالیت های مهم اقتصادی چون دام داری و بهره برداری از مرتع و کشاورزی دارای عینیت ، عملکرد و حرکت هستند. در واقع هریک از رده های تشکیل دهنده ساختار اجتماعی که دارای مرتع مشترکی بوده و برای استفاده مطلوب از آن نوعی برنامه ریزی داشته اند را می توان یک نهاد سنتی دانست. عامه عشایر که در تشکل هایی مانند تیره، باووه و مال

سازمان یافته بودند ، درحقیقت به منزله واحدهای پایه در بهره برداری از مراتع بودند. تعداد هر خانوارها در هریک از این واحدها، تحت تأثیر مسایلی چون فراوانی و کمی مقدار علوفه، زیاد یا کم  می شده است. سطح مراتع مورد استفاده نیز در این مورد تأثیر می گذاشته است. تأثیر مشترک این دو عامل نیز در تعداد خانوارهایی که در یک مرتع مستقر می شده اند، اثرگذار بوده است . مثلاً اگر وضعیت مرتع خوب و تولید آن بالا بود، تعداد خانوارهای بیشتری در یک سطح کمتر، استقرار می یافته اند و برعکس آن در یک مرتع وسیع که وضعیت آن فقیر و میزان تولید کم بوده، تعداد خانوار کمتری مستقر می شده اند. رعایت این اصول در واقع نوعی مدیریت و برنامه ریزی درست برای بهره برداری به حساب می آید.

مصاحبه را به طور کامل در این حا دانلود کنید

 چهارشنبه 1394/01/26  18:45    admin