تبلیغات
دانش بومی
  • تازه ترین مطالب:
آخرین مطالب
اگر لازم شد، مردم جواب چماق را با چماق می دهند!

اگر لازم شد، مردم جواب چماق را با چماق می دهند!

مدت های زیادی است که حمله و زد و خورد و بگیر و ببند، جای قانون را در( برخی موارد) در کشور ما گرفته است.گروهی بعضی حرکت آنان را به امر به معروف و نهی از منکر و گاه و حرکت خودجوش مردمی!!! ربط می دهند، گروهی تأییدیه علمای بلاد را بهانه می کنند، گروهی از احساس مسؤلیت  و .....تا دو کار صورت گیرد. عده ای بدبخت، و یُبس مغز به قول خویش  احساس مسئولیت کرده و به تکلیفشا!!! عمل کرده و رضای خدارا( بزعم خویش) به  دست آورند!!!، گروهی نیز از این نافهمی ها وعمل غیر قانونی جاده صاف کن های بدبخت به منافع سیاسی  خود برسند و گاه برخی نیز بر دزدی های خورده شده خویش در این آب گل آلود پرده ای بیفکنند و شاید هم چند تا ماهی دیگر بگیرند.

امام رحمه الله علیه فرمودند:«.... باید به حسب واقع، و حسب انصاف و حسب وجدان این مردمی که شماها را روی کار آوردند، این مردم کوچه و محله و عرض می کنم زاغه هایی که  شما ها را روی مسند نشاندند ملاحظه آن ها را بکنید و این جمهوری را تضعیفش نکنید بترسید از آن روزی که این مردم بفهمند در باطن ذات شما چیست و یک انفجار حاصل بشود. از آن روز بترسید که ممکن است یکی از ایام الله خدای نخواسته باز پیدا بشود و آن روز دیگر قضیه این نیست که برگردیم به 22 بهمن قضیه این است که فاتحه همه ما را می خوانند».

این سخن بنیانگذار این جمهوری اسلامی است.شک نمی شود کرد زیرا هم تصویر، هم نوشته و هم صوت آن موجود است.حال باید ببینیم ما در این کشور برای پیاده کردن  قوانین اسلام به چه منابعی متوسل بشویم؟ رهبر انقلاب، بنیانگذار انقلاب، احادیث، سنن پیامبر، قرآن ؟ یا این که دین را با خودمان می سنجیم و منطبق می کنیم؟

برخورد هایی از سوی گروه های زیادی در این یکی دو دهه نشان از این دارد که ما نه تنها دین را در درون جوانان خویش نتوانسته ایم به شکوفه بنشانیم که متأسفانه بسیاری از جوانان دین دار را ( اگر نگوییم اکثریت آن ها را) از دین گریزان کرده ایم و این باعث تأسف است.

تأسف آور تر این که در شهری مثل شیراز، نماینده مردم ، آن هم نماینده ای که معتدل و اصول گراست و فرزند کسی است که جمهوری اسلامی افتخارش این است که آن استاد شهید یک ایدئولوگ برای انقلابش بوده است، قبل از آن که سخنی بگوید، در جلوی چشم نیروهای امنیتی و انتظامی به قصد کشتن مورد حمله قرار می گیرد. حال این بار حکم قتل را چه منبع معنوی صادر کرده است، خدا می داند و آن ارازل و اوباش و آن صادر کننده متحجر دستور دهنده!

آن چه من می توانم در این جا بگویم این است که تمام مدیران استان فارس که به  هر صورت به این مسئله مرتبط هستند، افرادی بی لیافت در حوزه مدیرت خویش هستند، زیرا نتوانسته اند حفاظت یک فرد را تأمین کنند. به نظر می رسد فرزند شهید مطهری به اندازه هوگوچاوز برای ایران و مدیران این کشور باید ارزش داشته باشد. یا به اندازه سران جنبش هایی که ایران از آنان حمایت می کند.

نکته بعدی این است که پیدا کردن این ارازل و اوباش( چون خارج از قانون اقدام کرده و عمل اوباشی انجام داده اند از نظر بنده ارازل او باش هستند) خیلی راحت است زیرا تصاویر و فیلم های آن ها وجود دارد ، البته همین الان هم بر مردم آشکار است که این ها از کدامین منبع و گروه و سازمان یا چیزی شبیه آن حمایت می شوند( ولو این که آن سازمان یا نهاد یا گروه حزبی هدفش این باشد، مد نظر نیست شاید گروه های خود سر این منبع اقدام به این کار کرده باشند).دلیل این سخن ، عدم اقدام ناجا و سایر نیروهای نظامی و امنیتی و حتی سیاسی امنیتی است که به استاندار فارس، فرمانده ناحیه انتظامی فارس دلسوزانه پیشنهاد می کنم که مثل یک مرد( مثلاً مردانی که در دین ما هم نیستند درکشورهای پیشرفته) از مسند خود استعفا کنند. این ها اگر هم نروند در دید مردم استان مدیرانی ضعیف جلوه می کنند،چه فرد مقابل آقای مطهری باشد، فردی اصلاح طلب و یا حتی یا یک متهم  به جرمی، به هر صورت این نوع برخورد در شأن منطقه ما یعنی استان فارس( و صدالبته کشور ایران و مسلمانان و مهم تر از آن شیعیان) نیست.

نکته آخر این است که اگر واقعاً برخی از مدیرانی که بر سریر قدرت بادآورده ای نشسته و برای خود برخی با خواب، برخی با ادعای دیدن هاله نور، برخی با خاطره از فلان زاهد و عابد( که در قید حیات هم نیستند) داستان سرایی کرده  و برای حفظ خود و این قدرت چماق دار به میدان می فرستند بدانند که اگر لازم شود و دست بردار نباشند، آنان که در جبهه ها بدون ریا و رسیدن به قدرت جنگیدند و برخی به شهادت رسیدند،وبرخی منتظر ماندند، این ماندگاران و نیز یادگاران آن رفته ها،  با همان چماق جلوی       نا اهلان را خواهند گرفت. این را خود امام در سخنانی که در فوق از آن یار سفر کرده آورده ام هم ، مشاهده کردید. بنابر این ، مبنا و اساس انقلاب شهدا، امام شهدا، سخنان آنان ، رهبری و قانون است و نه اوباشی گری و سخنرانی به نام و جای شهداء...!!!

من از خدا می خواهم که جوشش خون شهداء نگذارد این انقلاب به دست متحجرین بیفتد که البته در بدنه هایی از آن رد پای بعضی  دیده می شود که خدا خودش بزرگ است و قادر متعال و ما فقط از آستان و درگاه ائمه اطهار علیهم السّلام استدعا داریم که واسطه شده و کوتاهی ما ها را بخشیده و انقلابمان را به دست مردمش برگرداند، چون رهبران ما مشارکت مردمی را در این انقلاب خواستار بوده و هستند و مردم هم بر همین مبناء و شعارهای انقلاب رژیمی فاسد را بیرون کردند.

 و فراموش نکنند که مردم این همه گرسنگی را برای دین و آزادی و امنیت خود و دیار و مردم خود تحمل کرده اند و ما ملت ایران به قول امام راحل( ره) با کسی عهد اخوت نبسته ایم. گذشته بسیاری در زمان امام هم برای ما روشن است. آن قدر پیر هم نشده ایم که گذر کوتاه چند دهه برخی چیزها را از یادمان ببرد.

 

 



 جمعه 1393/12/22  17:14    admin