تبلیغات
دانش بومی
  • تازه ترین مطالب:
آخرین مطالب
توسعه پایدار روستایی و جایگاه و نقش آن در توسعه ملی

توسعه پایدار روستایی و جایگاه و نقش آن در توسعه ملی

  جلال یوسفی

مقدمه

رواج مفهوم توسعه به صورتی که امروز شاهد آن هستیم - و بیشتر جنبه ای نسبی دارد- به دهه1950و1960میلادی برمی گردد. قبل از آن ، با مفاهیمی همچون؛ آباد سازی یا استعمار، عمران، اصلاح ، بهسازی، ترویج و رشد، طی آن سال ها رو به رو بوده ایم.  با رشد شتابانی که صنعت و فن آوری در جهان داشت و گسترش شهرنشینی عقب ماندگی مناطق  روستایی در جهان بیش از پیش ظاهر شد.

کشور ایران به عنوان یکی از کشورهایی که دارای سابقه مهم تمدن بشری است ، دارای برنامه ریزی به مفهوم عام خود بوده است.

مفهوم روستا و توسعه

یک نکته را نباید فراموش کنیم که وقتی می خواهیم از روستا و توسعه روستایی سخن به میان آوریم ، نباید از تعریف این دو مفهوم مهم غافل بشویم.ما باید ببینیم  اولاً روستا چه تعریفی دارد ، دوم این که منظور ما از توسعه روستایی چیست؟ و در نهایت این که جایگاه  و نقش روستا را در توسعه عمومی و فرآیند ملی توسعه به معنی ومفهوم کلی و عمومی آن روشن کرده و هم چنین نباید از تعامل این دو ( روستا و توسعه روستایی) با هم غافل شویم.

در مورد تعریف روستا باید بیان کردکه تعاریف زیادی از روستا در منابع مختلف آمده است  اما شاید جامع ترین تعریف از روستا این باشد که: روستا به طورکلی یك واحد همگن طبیعی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و كالبدی است كه از یك مركز جمعیت و محل كار و سكونت( اعم از متمركز، پیوسته و یا پراكنده) با حوزه و قلمرو معین ثبتی و یا عرفی تشكیل می شود و اكثریت ساكنان شاغل دائمی آن به طور مستقیم و یا غیر مستقیم به یكی از    فعالیت های اصلی زراعی، باغداری، دامداری، صیادی، صنایع روستایی و یا تركیبی از این فعالیت ها اشتغال دارند و از آن ارتزاق می نمایند و پیوند فرهنگی و اجتماعی عمیقی ما بین جامعه آن برقرار است.

از دیگر سو ، همانند مفهوم روستا،توسعه روستایی نیز تعریف گوناگونی در منابع متعدد دارد. در این جا شاید بتوان چنین عنوان کردکه:  توسعه روستایی، جزئی از برنامه های توسعه هر كشور است كه برای دگرگون سازی ساخت اجتماعی- اقتصادی جامعه روستایی به کار گرفته می شود.این چنین برنامه هایی را دگرگونی های همراه با طرح  و نقشه نیز گفته اند.

بنا به عقیده متخصصین توسعه کشور، در میان كشورهای جهان سوم كه دولت ها نقش اساسی در تجدید ساختار جامعه به منظور هماهنگی با اهداف سیاسی و اقتصادی خاصی به عهده دارند، مورد پیدا می كند. از سوی دیگر توسعه روستایی را می توان عاملی در بهبود شرایط زندگی افراد متعلق به قشر كم درآمد ساكن روستا و خودكفاسازی آنان در روند توسعه كلان كشور دانست .

نقش روستا در توسعه کشور

نباید توسعه روستایی را به معنی گسترش یا حفظ روستا دانست.یعنی نباید فکر کرد که  با توسعه روستایی ما می خواهیم روستا ها را حفظ کنیم ویا گسترش دهیم.توسعه روستایی را باید باز سازی روستاها بدانیم. بازسازی روستا از دیدگاه فکری، اندیشه ای، آموزشی، تکنولوژی و تولید. این امور را باید توسعه اقتصادی به سرانجام برساند.ازاین رو ، هدف و منظور ما در این جا از توسعه روستایی بازسازی کامل جامعه روستایی است. توسعه روستایی فرآیندی است که ناشی از تحول فکری است که به زندگی سامان تازه ای می بخشد و ما باید دراین جا ببینیم که این امر( توسعه روستایی) چه  ارتباطی با توسعه به معنی ای که مد نظر ما است می پردازد؟

در این جا، اول این که باید دید جایگاه و نقش روستاهای کشور در فرآیند عمومی توسعه در کجاست؟ و هم چنین باید به تأثیرات متقابل توسعه عمومی کشور بر روستاها اشاره کرد.آیا در حقیقت و به طور واقعی روستا در تحول اندیشه جامعه نقش تأثیرگذاری دارد؟

تفکرات و ایده های جدید در دوران مدرن شامل سه اندیشه اصلی علم باوری، انسان باوری و آینده باوری است.

علم باوری، یعنی بشر پذیرفته که شاخه ای از معرفت های او که از آن به عنوان علم از آن یاد می شود، از اهمیت ویژه برخودار است.انسان باوری ، به این معنی که جامعه امروز ایده اصالت فرد و انسان را پذیرفته و عقیده اصالت اشراف را رها کرده است. یعنی انسان در بدو تولد به خاطر انسان بودن او محترم است و نهایت این که،آینده باوری، یعنی این که ، دو اندیشه علم باوری و انسان باوری با اندیشه سومی یعنی آینده باوری کامل شده است. در این اندیشه نگرش قدیمی به زندگی تغییر کرده است. در گذشته در بدو تولد فرد ، تفکر بر این بود که  که از پیش سرنوشتش تعیین شده است. به عنوان مثال، اگر پدر کشاورز بود فرزند هم به احتمال قریب به یقین باید شغل کشاورز را اختیار می کرد امادر دنای نوین این تفکر عوض شده است.

  توسعه پایدار روستایی   

در دهه 1980 پارادایم های توسعه به مشکل برخورد کردند.در این رابطه در نشست هایی که توسط اندیشمندان اجتماعی و نیز برخی شاخه های دیگر علم وبرخی نهادهای مردمی در دنیا برپاشد، نگرش نسبت به توسعه به طور کلی تغییر کرد.بدین معنی که؛ توسعه پایدار توسعه ای است كه بتواند نیازهای كنونی بشر را تامین كند،(اما)  بدون آن كه توان های محیطی و زیستی نسل های آینده را در تأمین نیازهایشان با مخاطرات روبرو سازد.در این نوع از توسعه ، تأمین نیازهای اساسی ،بهبود و ارتقاء سطح زندگی برای همه انسان ها، حفظ و اداره کردن بهتر بوم سازه ها و نیز آینده ای با امنیت برای جامعه هدف اصلی توسعه است.در روستاها  توسعه پایدار از نوع روستایی است که شاخصه های خاص خود را دارا است وبرنامه ریزان و مصلحین روستایی باید به این شاخصه ها و نیز توسعه ای که دارای قرابت بیشتر با روستاهاست، توجه کنند. شاید لیستی از این توسعه بتوان به صورت پراکنده بیان کرد:

توسعه در روستاهای کشورباید:

* تغییری در جهت بهبود شرایط  زندگی برای بیشتر مردم  بومی باشد.

* مردمی که از توسعه بهره می برند باید بیشتر از مردمی باشند که از آن ضرر می بینند.

* دست کم مردم را نسبت به تأمین حداقل نیازهای زندگی اشان یا نیازهای ضروری زندگی آنان مطمئن سازد.

* با نیازهای مردم هماهنگی و مطابقت داشته باشد.

*باعث تشویق خود اتکایی گردد.

* بهبود طولانی و مستمر را به همراه خود داشته باشد.

*  توسعه نباید موجب تخریب محیط زیست طبیعی گردد.

اهدا ف های استراتژی توسعه روستایی ایران بر چه اصولی متکی است؟

 هدف های استراتژی توسعه روستایی ایران متکی بر اصل هایی است،که باید در فرآیند توسعه به این اصول توجه شود:

* باید از شدت مهاجرت روستایی  بکاهد،که این مهاجرت با ید با توسعه خدمات ،صنعت و کشاورزی و غیره دارای ارتباط و تعامل معقول باشد.

* تمرکز یافشرده کردن جمعیت در فضا و محیط روستایی ، به منظور ایجاد مراکز روستایی بزرگتر تا از قبل آن، روستاییان بتوانند تحت پوشش شبکه خدمات قرار بگیرند و در عین حال پوشش کافی جمعیتی برای استقرار صنایع در محیط روستایی فراهم گردد .

* نظم  بخشی  به زراعت و دامداری در محیط روستاها

* توسعه تعاونی های زراعی و دامداری در میان روستاییان کشور

* تقویت کردن و تنوع بخشیدن به اشتغال غیر کشاورزی در محیط روستا ها

* توسعه اراضی اشباع در چارچوب نظام تعاونی جهت بالا بردن میزان تولید.

چرا توسعه با این که شهر نشینی رو به افزایش است اما هم چنان روستایی همچنان حائز اهمیت است؟

 در برخی جاها به  توسعه روستایی، به عنوان موضوعی منسوخ شده نگاه می کنند . البته نباید این تلقی را بدان معنا در نظر بگیریم که از شیوع یا شدت  فقر روستایی در کشورهای جهان سوم در سال های اخیرکاسته شده است، بلکه به عکس بر فقر فزاینده در دوران یاد شده نیز افزون گردیده است، زیرا در یکی دو دهه گذشته اولیت های دولت ها و الگوهای بسیاری از کارگزاران کمک کننده به توسعه در این مناطق در حال تغییر بوده است.

بانک جهانی، بر اساس تعریف محافظه کارانه اش، تعداد افرادی را که در کشورهای جهان سوم هنوز در فقر زندگی می گذرانند و حتی با فلاکت و ناامنی ناشی از این فقر دست به گریبان اند را بیش از یک میلیارد نفر برآورد می کند، در بسیاری از کشورها از جمله در جنوب صحرای آفریقا و جنوب آسیا، روستایبان فقیر نیمی از کل جمعیت را تشکیل می دهند.البته نباید لازم به یادآوری است که آخرین آماری که در باره فقراء الان در این خصوص در دست است یک میلیارد و نیم است .

در طی دهه 1970، الگوهای غالب در میان  عاملان یاری کننده توسعه ، بر کاهش فقر متمرکز بود، با اذعان به این که اکثریت خانواده ها، به یژه در منطقه های روستایی، عموماً از منافع رشد اقتصادی کلان بی بهره بوده اند. که انتظار بر این بود که طرح های دولت ها  و آنان که باید مورد حمایت قرار می گرفتند، مورد توجه قرار بگیرند و بهره وری فراموش شده در این قشرها که در حقیقت اکثریتی فراموش شده است، افزایش پیدا کنند ، اما این توجه ویژه به فقیران و فقر زدایی در این مناطق در دهه 1980 تحت الشعاع اقتصاد نئوکلاسیک ها قرار گرفت.

بقیه در این جا



 چهارشنبه 1393/11/29  04:53    admin