تبلیغات
دانش بومی
  • تازه ترین مطالب:
آخرین مطالب
جایگاه تعامل و هماهنگی در قرآن

جایگاه  تعامل و هماهنگی در قرآن

در قرآن کریم تعامل و هماهنگی ، همبستگی ء اتحاد و وحدت کلمه و مواردی که منجر به ایجاد هماهنگی می گردد، از جایگاه خاصی برخوردار است.

در ابتدای سوره بقره در خصوص صفات متقین به پنج ویژگی اشاره شده است. درآنجا در کنار صفاتی چون ایمان به غیب، ارتباط با خدا، ایمان به پیامبران، ایمان به روز رستاخیز، ارتباط با انسانها را به عنوان یکی از ویژگی های پرهیزکاران آورده است.

پرهیزکاران علاوه بر ارتباط دائم با خداوند، رابطه نزدیک و مستمری با بندگان خداوند دارند و لذا خداوند می فرماید: مما رزقناهم ینفقون. اگر توجه داشته باشید نمی گوید: من اموالهم ینفقون. از اموالشان انفاق می کنند بلکه می گوید: از آن چه به آنها داده ایم انفاق می نمایند. از این رو مردم پرهیزکار کسانی هستند که نه تنها از اموال خود بلکه از علم و عقل و دانش  و نیروهای جسمانی و مقام و موقعیت اجتماعی خود و به طور کلی از تمام سرمایه های خویش که خود بدان نیاز دارند، می بخشند، بی آن که انتظار داشته باشند(بقره،4).

خداوند متعال در سوره آل عمران آیه 103 انسان ها را به سوی اتحاد دعوت نموده است. خداوند در این آیه می فرماید: وَ اعْتَصِمُوا بحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا

مرحوم علامه طباطبایی رضوان الله تعالی علیه در خصوص این آیه در تفسیر المیزان می نویسد: در این آیه بحث نهایی که همان مسئله اتحاد و مبارزه با هرگونه تفرقه می باشد، مطرح شده است.

خداوند می فرماید: همگی به ریسمان الهی چنگ بزنید و ازهم پراکنده نشوید.منظور از ریسمان الهی هرگونه وسیله ارتباط با ذات پاک خداوند است. خواه این وسیله اسلام باشد، یا قرآن، یا پیامبر و اهل بیت او.

سپس قرآن به نعمت بزرگ اتحاد و برادری اشاره کرده و مسلمانان را به تفکر و در وضع اندوه بار گذشته و مقایسه آن پراکندگی با این وحدت دعوت می کند، می گوید:  وَ اذْكُرُوا نِعْمَت اللَّهِ عَلَیْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّف بَینَ قُلُوبِكُمْ فَأَصبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَاناً : ونعمت بزرگ خدا را بر خود به یاد آورید که چگونه دشمنی یکدیگر بودید و خداوند در میان دلهای شما الفت ایجاد کرد و به برکت نعمت او برادر شدید( طباطبایی ج 3،586 ).

اهمیت وحدت و برادری در میان قبایل کینه توز عرب حتی از نظر دانشمندان و مورخان غیر مسلمان  مخفی نمانده و همگی با عجاب فراوان از آن یاد کرده اند، به طوری که قرآن بلافاصله می فرماید: وَ كُنتُمْ عَلی شفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَكُم مِّنهَا ، اما خداوند شما را نجات داد و از این پرتگاه به نقطه امن (برادری و محبت) رهنمون ساخت.

بنا به نظر علامه طباطبایی رحمه الله علیه، نار(آتش) در آیه فوق کنایه از جنگ ها و نزاع ها(عدم پیوستگی ها و اوج ناهماهنگی ها) بوده که هر لحظه در دوران جاهلیت  به بهانه ای در میان اعراب شعله ور می شد.

وَلاَ تَكُونُواْ كَالَّذِینَ تَفَرَّقُواْ وَاخْتَلَفُواْ مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْبَیِّنَاتُ وَأُوْلَـئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ.[1]

و مانند کسانی نباشید که پراکنده شدند و اختلاف کردند( آن هم) پس از آنکه نشانه های روشن( پروردگار) به آنان رسید و آنها عذاب عظیمی دارند.

قُلْ یَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْاْ إِلَی كَلَمَةٍ سَوَاء بَیْنَنَا وَبَیْنَكُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّهَ وَلاَ نُشْرِكَ بِهِ شَیْئًا وَلاَ یَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضاً أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللّهِ.[2]

در این آیه خداوند به نقطه های مشترک میان اسلام و آئین های اهل کتاب است.و لذا روی سخن خود را به پیامبر کرده و می گوید:بگو: ای اهل کتاب بیایید به سوی سخنی که میان ما و شما مشترک است که جز خدای یگانه را نپرستیم و چیزی را شریک او قرار ندهیم، و بعضی از ما بعضی دیگر را غیر از خدای یگانه نپذیرد.

در این آیه چنانکه می بینیم نه تنها مسلمانان را باهم به تعامل فرا می خواند بلکه غیر مسلمانان را نیز به تعامل با مسلمانان و وحدت فرا می خواند. 

خداوند در سوره شورا آیه 38 در خصوص صفات نیک مومنین که بخشی از این صفات در آیات قبل بدین شرح آمده است، اجتناب از گناهان کبیره، پرهیز از فواحش ، فرو خوردن غضب، استجابت پروردگار خود( متوکلین)، توجه بیشتر به نماز، می گوید: اهل رشد هستندو در به دست آوردن و استخراج رای صحیح ، دقت به عمل می آورند، و به این منظور به صاحبان عقل مراجعه می کنند و مقید به مشورت هستند و این کار رویه دائمی و نه موقتی آنهاست.[3]

همچنین در سوره آل عمران آیه 159 پس از اشاره به ویژگی مهم پیامبر که مهربانی و رحمت به مردم است و اهمیت این صفت برای جمع شدن مردم به دور پیامبر و توصیه به پیامبر مبنی بر اینکه از تقصیرات آنها بگذرد، به پیامبر امر می کند که در کارها با مسلمانان مشورت نماید ورای و نظر آنان را بخواهد.[4]

مفسرین معتقدند ، این قسمت از آیه که مجددا" پیامبر را به مشورت با افراد فرا می خواند ، در خصوص جنگ احد است.مشرکین قریش پس از شکست سختی که در سال دوم هجرت ، در کنار چاههای بدر از مسلمین خوردند، بر آن شدندتا به هر ترتیب که شده انتقام کشتگان خود در جنگ بدر را از مسلمین بگیرند. از این رو با تبلیغات فراوان و تحریکات یهودیان  آتش افروز زمینه جنگ احد به وجود آمد. پیامبر به محض شنیدن خبر لشکر سه هزار نفری قریش که  به وسیله عباس بن عبدالمطلب  طی نامه ای از آن با خبر شده بود، اصحاب خود را در مسجد جمع کردو نظرات آنان را پیرامون جنگ جویا شد.

در این بین از طرف مسلمانان دو نظر پیشنهاد گردید. گروهی از بزرگان و پیروان و انصار  پیشنهاد دادند که در شهر مانده  و ازپشت قلعه ها از شهر دفاع نمایند. پیامبر اسلام نیز با این نظر موافق بود.اما جوانان خصوصا" آنهایی که در جنگ بدر شرکت نکرده بودند و با این شیوه جنگیدن مخالفت کرده و گفتند: این طریقه دفاع کردن باعث تقویت روحیه دشمن می شود و افتخار جنگ بدر را از بین می برد.

گروه دوم برای  خارج شدن از شهر و جنگ در میدان اصرار و پافشاری داشتند و چون اکثریت با این گروه بود، پیامبر نظر آنان را پذیرفت. هرچند اصحاب با نظاره کردن لباس پوشیدن پیامبر پشیمان شدند و این پشیمانی را هم به پیامبر اظهار نمودند، اما پیامبر دستور داد برابر نظر شورا عمل شود.

چنانکه در تاریخ موجود است هرچند ابتدا مسلمین بر كفار پیروز شدند، اما به دلیل عدم رعایت فرماندهی و رها کردن  تنگه " عینین"  در احد که نتیجه عدم هماهنگی  بین نیروهای اسلام بود، شکست سختی را متحمل شدند.

بعد از جنگ این توهم پیدا شده بود که بعد از مشورت ناموفق در مورد جنگ ، پیامبر در آینده نباید در این خصوص و موارد مشابه با دیگران مشورت نماید ، اما این آیه پاسخ می دهد که باز هم با آنها مشورت کن، هرچند نتیجه این مشورت  ها در بعضی موارد سودمند نباشد. زیرا منافع مشورت کردن بسیار بیش از زیانهای احتمالی  آن است و اثر عجیبی در رشد و شخصیت افراد و رشد اجتماعی آنها دارد. و از طرفی ایجاد هماهنگی و وحدت در بین اعضاء نموده و از پراکندگی گروه جلو گیری می نماید0 طباطبایی ج 4 ،83 ).

شَرَعَ لَكُم مِّنَ الدِّینِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِی أَوْحَیْنَا إِلَیْكَ وَمَا وَصَّیْنَا بِهِ إِبْرَاهِیمَ وَمُوسَى وَعِیسَى أَنْ أَقِیمُوا الدِّینَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِیهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِینَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَیْهِ اللَّهُ یَجْتَبِی إِلَیْهِ مَن یَشَاء وَیَهْدِی إِلَیْهِ مَن یُنِیبُ[5]:

ترجمه:آئینی را که که خداوند برای شما مقرر کرد، همان است که به نوح سفارش کرد و همان که به تو( ای پیامبر) وحی شد. و آنچه به ابراهیم، موسی و عیسی وصیت نمود که دین خدا را ( همه باهم) برپا دارید و درآن اختلاف و پراکندگی نداشته باشید.

إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُون[6]

ترجمه: مومنان باهم برادرند، پس بین برادران خود صلح  برقرار سازید.

باید توجه کرد اخوت اسلامی از اصولی است که پیوند مسلمانان را به سطح بسیار بالایی می برد ، به طوری که که به صورت نزدیکترین پیوند دو انسان یعنی برادری در آورده است. که این پیوند برای آنها حقوق جدیدی را به وجود می آورد. حقوقی که دو برادر می توانند نسبت به یکدیگر داشته باشند.

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِیَاء ...ِ[7]

ترجمه: ای کسانی که ایمان آورده اید دشمن من و دشمن خویش را دوست قرار ندهید.

در آیه قبل که ذکر شد خداوند مومنان را به داشتن پیوند و برادری مستحکم فرا می خواند در حالی که در اینجا آنان را از دوستی با دشمنان آنان  و دشمنان خدا که همان مشرکان هستند منع می نماید . در واقع دوستی دوستان خدا و دشمنی با دشمنان خدا عین همبستگی بین مومنین است.

وَأَطِیعُواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَلاَ تَنَازَعُواْ فَتَفْشَلُواْ وَتَذْهَبَ رِیحُكُمْ وَاصْبِرُواْ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ[8]

ترجمه:خدا و رسولش را اطاعت کنید  وباهم نزاع مکنید که سست شوید و مهابت شما از بین برود. صبر کنید که خدا با شکیبایان است.

 این آیه در خصوص جنگ بدر می باشد . در این جنگ مشرکین سه برابر مسلمانان نیروی جنگی داشتند و از نظر سلاح  و آلات جنگی نیز از برتری بالایی برخوردار بودند. در این آیه ضمن دستور به اطاعت خدا و رسول او ( در امور جهاد و دفاع از خود) از مسلمانان می خواهد که نزاع و کشمکش نکنند چرا که نزاع و کشمکش و درگیری منجر به این می شود که عزت و شوکت افراد از بین برود و اراده ها رو به سستی بگراید. 

إِنَّ الَّذِینَ فَرَّقُواْ دِینَهُمْ وَكَانُواْ شِیَعًا لَّسْتَ مِنْهُمْ فِی شَیْءٍ إِنَّمَا أَمْرُهُمْ إِلَى اللّهِ ثُمَّ یُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُواْ یَفْعَلُون[9]

: آنهاکه آئین و مذهب خود را پراکنده ساختند و به دسته های مختلف تقسیم شدند ، در هیچ چیز با آنها ارتباط نداری وآنها نیز هیچ ارتباطی با مکتب تو ندارند.زیرا مکتب تو توحید است و آنها پیرو نفاق و اختلاف هستند. سپس می فرماید آنها را به خدا واگذار که او آنها را از اعمالشان آگاه خواهد ساخت( پورسیف، 313 ).

وَمَا أَنزَلْنَا عَلَیْكَ الْكِتَابَ إِلاَّ لِتُبَیِّنَ لَهُمُ الَّذِی اخْتَلَفُواْ فِیهِ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِّقَوْمٍ یُؤْمِنُون[10]

ما قرآن را برتو نازل نکردیم مگر برای اینکه آنچه را در آن اختلاف  دارند برای آنها روشن کنی.

خداوند در این آیه قرآن را به عنوان یکی از محورهای همبستگی معرفی می نماید.

وَلاَ تَكُونُواْ كَالَّتِی نَقَضَتْ غَزْلَهَا مِن بَعْدِ قُوَّةٍ أَنكَاثًا تَتَّخِذُونَ أَیْمَانَكُمْ دَخَلاً بَیْنَكُمْ أَن تَكُونَ أُمَّةٌ هِیَ أَرْبَى مِنْ أُمَّةٍ إِنَّمَا یَبْلُوكُمُ اللّهُ بِهِ وَلَیُبَیِّنَنَّ لَكُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ مَا كُنتُمْ فِیهِ تَخْتَلِفُونَ[11]

در این آیه خداوندکسانی راکه پیمان شکنی می کنند به زن سبک مغزی تشبیه می کند که پشم های تابیده خود را با زحمت فراوان باز می کند و کارش را بی حاصل می نماید.

وَلَوْ شَاء اللّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلكِن یُضِلُّ مَن یَشَاء وَیَهْدِی مَن یَشَاء وَلَتُسْأَلُنَّ عَمَّا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ [12]

واگر خدا می خواست همه شما را امت واحدی قرار می داد ولی خدا هرکس را بخواهد گمراه و هرکس را بخواهد هدایت می کند. و شما از آن چه انجام می دادید باز پرسی می شوید.

یکی از نکاتی که در خصوص  دو آیه فوق قابل توجه است ؛ فلسفه احترام به عهد وپیمان  است.در تفسیر نمونه مهمترین سرمایه یک جامعه را احرام متقابل افراد اجتماع نسبت به هم دانسته و علت پیوند و همبستگی  جامعه را اصل اعتماد متقابل می داندکه این اصل پشتوانه فعالیتهای هماهنگ اجتماعی و همکاری در سطح وسیع است. اگر این عهدو پیمانها پشت سرهم شکسته شود اثری از این سرمایه اعتماد عمومی باقی نخواهد ماند و جامعه به ظاهر متشکل به آحاد پراکنده فاقد قدرت تبدیل می شود.(نمونه ج11، 383 ).[13]

 



[1] - آل عمران/105

[2] - آل عمران/64

[3] - نباید فراموش کرد که شورا منحصراً در مورد کارهای اجرایی و شناسایی موضوعات است و نه در باره احکام  .

[4] - فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِی الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَی اللّهِ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِینَ

[5] - شورا/13

[6] - حجرات/10

[7] - ممتحنه/1

[8] - انفال/46

 

[9] - انعام/159

[10] - نحل/64

[11] - نحل /92

[12] - نحل/93

- [13] در بحث توسعه به ویژه توسعه اجتماعی ، صاحب نظران توسعه پس از چهار دهه درگیری در مباحثات به تازگی به  دیدگاه جدیدی تحت عنوان " سرمایه اجتمای" رسیده اند که نتیجه احترام متقابل بین شهروندان است.ولی اسلام در 15 قرن پیش به این مسئله اشاره می نماید.




 چهارشنبه 1391/06/29  10:15    admin