تبلیغات
دانش بومی - از این به بعد در این سایت مطالب سیاسی، اجتماعی و انتقادی نمی نویسم ؟!


دانش بومی موتور توسعه پایدار
درباره وبلاگ:

آرشیو:

طبقه بندی:

آخرین پستها :

صفحات جانبی:

نویسندگان:

آمار وبلاگ:


Admin Logo themebox

از این به بعد در این سایت مطالب سیاسی، اجتماعی و انتقادی نمی نویسم ؟!

نوشته شده توسط:admin
سه شنبه 1391/07/18-19:57

به نام آنکه جان را فکرت آموخت

از این به بعد در این سایت مطالب سیاسی، اجتماعی و انتقادی نمی نویسم ؟!

مدت ها بود که به نا به تناسب رشته ای که در آن تحصیل کرده بودم، یعنی توسعه و جامعه شناسی اقتصادی و توسعه، به عنوان یک تحصیلکرده جامعه شناسی و به پیشنهاد دوستان با توجه به سه دهه کار اجرایی در این کشور بر آن شدم تا علاوه بر نویسندگی در حول محور تخصص مورد علاقه خود یعنی دانش بومی اقدام به انتقاد وپیشنهاد نسبت به دولتمردان کرده و گاه که نقصانی را می بینم تذکر دهم. .

در این مسیر هم تشویق شدم، هم تنبیه نوشتاری گردیدم و هم چیزهایی برایم نوشتند که جای آوردنش نیست.

بگذریم، هر منتقدی باید پیه این گونه مسایل را به تن خود بمالد . اما آنچه که مرا بر آن داشت تا از این به بعد با این اوضاع و احوال چیزی ننویسم، بی تفاوتی و یا بی ارادگی  و از طرفی عدم استقلال نمایندگان مردم یا همان بهارستان نشین هاست که واقعاً دیگر تحمل رفتارشان برای امثال بنده خیلی سخت می باشد و به عنوان یک تحصیل کرده از روی مردمی که به این افراد رای دادند، شرمم می گیرد و از مردم عذر خواسته و دیگر نمی نویسم.

نمایندگانی که بیشتر رفتارشان به فیلم می ماند تا واقعیت! همانان که تا کنون نتوانسته اند در طی حدود 6 سال قوانینی را که خود نوشته و تصویب کرده اند رانظارت کنند! و این نقطه سیاه وتاریکی در کارنامه آنان است. و بقیه موارد را به افکار عمومی واگذار می کنم.

بنابراین، به دانش بومی خود بر می گردم و برای دانشجویان می نویسم. تا آن جزوه نویسان که به دلیل مشکلات گوناگون و وضعیت دانشگاه های ما مجبور به رونویسی هستند حداقل بتوانند از مطالب ناچیز من بهره ای هر چند ناچیز ببرند.



نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:پنجشنبه 1391/08/18 14:09

ناشناس
دوشنبه 1391/07/24 22:16
سلام یوسفی عزیز. مثل اینكه / هركسی كو دور ماند از اصل خویش .*باز جوید روزگار وصل خویش
شاید/ توبه هر جمعیتی نالان شدی / جفت بد حالان و خوشحالان شدی .......
پاسخ admin : فعلاً دنده ام شکسته و تنها چیزی که بدان فکر می کنم این است که وقتی دراز کشیده ا چگونه بلند شوم. ضمناً شعرت دو پهلوست. نمی دانم اصلم از نظر حضرتعالی چیست؟!
من مسلمانم، شیعه 12 امامی. در انقلاب یک انقلابی چند آتشه بودم و عملاً هم پای بند بدان الان هم با همان اعتقادات قبل هستم. تغییراتم به خاطر سن و سال من است. قرار هم نیست انقلاب همیشه انقلاب بماند. انقلاب باید با یک ایدئولوژی شروع بشود . سپس ایدئولوژی اش عملی گردد. یعنی شعارهایش عمل شود. شعار ما در انقلاب استقلال، آزادی ، جمهوری اسلامی بود. ببین چند درصد این شعار عملی شده است. آدم ها عوض می شوند، چون زمانه عوض می شود. اما اگر کسی طرف دار انسجام باشد دلیل نیست که این آدم دنبال تسامح و تساهل است. شما آیات قرآن را ببینید. از جنگ و صلح و ..... در آن وجود دارد. ما امام شهید در میدان جنگ داریم. امام شهید در محراب داریم، امام شهید پش از صلح داریم، امام شهید پس از دانشگاه داریم و..... زمان و مکان نشان دهنده راه است. اما اصول را که نباید برداشت .اصل در هر حرکتی مثل رکن در نماز است. برخی در این مملکت به ستون انقلاب لطمه می زنند. آنها همان نامحرمانی هستند که امام فرمودند انقلاب را به آنها نسپارید. من حالم خوب نیست و شما هم بر من نیش می زنید . آدرسی بدهید تا با هم ایمیلی صحبت کنیم.
من منتقد دلسوزم. نه دنبال پولم و کتک خورده انقلاب هم نیستم اگر کتکی هم خورده ام برای انقلاب بوده است. پس دلیلی ندارد که بی گدار به آب بزنم. فقط این را بگویم و شنما را به خدا بسپارم . من تکیفم را انجام دادم. یلایکلف النفس الا وسعها.....
ناشناس
دوشنبه 1391/07/24 13:11
شما نمی توانید بنویسید. مرض نوشتن دارید. پس می نویسید.
پاسخ admin : کاش همه مریضیشون مریضی نوشتن باشه
بینام
دوشنبه 1391/07/24 08:05
باسلام وارادت به آقای یوسفی بعیدمیبینم شما ننویسید و اینكه نوشته اید فرزندانتان پشت گزینش بمانند چنین نیست شما پاسدار. جانباز .رزمنده و خانواده شهید هستید مطالبتان را متناسب با جایگاه سوابق خودتان بنویسید
پاسخ admin : نمی نویسم. اگر می دانستم نوشتم اثری داشت همه را فدا می کردم همانطور که همه چیزم را فدا کردم. من الن طرز فکرم با سابقم هیچ تغییری نکرده است. آن موقع کجای کار اینطوری می لنگید که یک فرد ناشی اینطور همه چیز را به باد مسخره بگیرد . البته............بگذریم. شما بعید نبینید من نمی نویسم. تا این نمایندگان بازی در می آورند، من چه بنویسم مسوولین می گویند همه چیز درسته من بنویسم درست نیست.
sama
چهارشنبه 1391/07/19 20:34
یادم رفت بنویسم واقعاً نترس هستید اما این بار حسابی شما را ترسندند؟اینطور نیست؟
پاسخ admin : در طول نوشته هایم یک نفر مسوول از نظام جمهوری اسلامی حتی یک تذکر هم نداده است. به خدا قسم راست می گویم. شماها خیلی نا عادل هستید.
sama
چهارشنبه 1391/07/19 20:32
شما در این چند سال چندین بار ترک نوشتن کرده و دوباره برگشتید! این بار هم بر می گردید ولی ای کاش برای هیچ وقت بر نم گشتید چون شما هم از همان قشم هستید؟!
برمی گردید شک ندارم
پاسخ admin : من تا کنون ترک نوشتن نکرده ام. اگر مظورتان سایت شهرستان رستم می باشد از من دعوت کردند و ازطرفی نوشته های من بایستی در یک قالبی می بود و لذا من با رعایت حال مدیر سایت نوشتن مستقیم را رهلا کرده ام اما کم و بیش می نویسم.حرف من وحی منزل نیست شاید من هم برگشتم! من سیاسی نمی نویسم اگر روزی خواستم بنویسم در اینجا نمی نویسم. شما ادبیات و سوادتان هم با عرض معذرت از اهل ادب و معرفت کمی نم کشیده . این قشم نیست و قماش است . ضمناً غیب گویی و درون خوانی شما را تبریک می گویم!!!
سید قاسم حسینی
چهارشنبه 1391/07/19 08:24
با سلام .
جناب آقای یوسفی گرامی و عزیز .
همه ما باید بدانیم که این راه پر از سنگلاخ بوده و از هیچ کس انتظاری نداشته باشیم .
باید بنویسیم و بگوئیم و ناامیدی را از خود دور نگه داریم !!!
میدانیم که شما هم چنین خواهید کرد و هرگز ناامید نمی شوید . نمایندگان اگر قرار بود به این راحتی تن به انتقادات ما می دانند که خود عمل می کردند و دیگر نیازی به گفته های من و شما نبود ؛باید بنویسیم تا مردم آگاه شده و انتخابهایشان آگاهانه تر گردد. موفق باشید .
پاسخ admin : من بعید می دانم ه دیگر چیزی بنویسم. ضمناً به کار این نمایندگان منتقد ش دارم. وآنگهی چرا فقط من از ممسنی بنویسم. چرا شما سید بزرگوار نمی نویسید؟ چرا بچه های من باید پشت گزینش ها فردا روز بمانند؟ چرا؟چرا؟ و چراها؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.