تبلیغات
دانش بومی
  • تازه ترین مطالب:
آخرین مطالب


..... ادامه توسعه پایدار روستایی و جایگاه و نقش آن در توسعه ملی

توسعه روستایی، ضرورت ها و راهبردها

روستاهای کشور ما که در اصطلاح تقسیم بندی توسعه ای در جهان ، جزء کشورهای به اصطلاح جهان سوم قرار دارد ، مانند آن کشورها اتکاء اش معمولاً بر تولیدات کشاورزی بوده است. بنابراین هم به خاطر بهبودبخشی به روش های سنتی تولیدات کشاورزی و نیز بهره بری بهینه از زمین ها و منابع تولید و توزیع  محصولات کشاورزی و به دنبال آن کاهش گرسنگی . از بین بردن فقر و هم ، به منظورنوسازی های اجتماعی و فرهنگی در روستاها که می شود گفت، از توجه به مسایل انسانی و ضرورت های سیاسی منبعث شده است ، موضوع توسعه روستایی و اهمیت آن بر ما آشکار می شودو لذا این که می گویند مشکلات آینده در این جوامع از جمله بیکاری، کبمود درآمد، فقر، کمبود تولید ، گرسنگی و امثال آن باید در روستاها حل گردد.پس روستاها به دلیل برآوردن نیازهای اساسی مردم در کشور ما از اهمیت خاص و اولویتی ویژه برخوردار است که البته این بحث دارای دامنه بسیار گسترده ای است که نمی توان در این فضای محدود بدان آن طور که باید اشاره کرد

نقش توسعه روستایی در توسعه ملی

توسعه پایدار سرزمین در گرو پایداری نظام روستایی به عنوان زیر نظام تشكیل دهنده نظام سرزمین است، و پایداری فضاهای روستایی در ابعاد متعدد می تواند نقش تأثیرگذاری در توسعه منطقه ای و ملی داشته باشد.بنابراین حوزه های روستایی به عنوان قاعده نظام سكونت و فعالیت ملی، نقش مهمی در توسعه ملی ایفا می كند و اگر به هر دلیل در روند توسعه روستایی ( در هر بعد آن) دچار وقفه گردیم، به نحوی که روستا ها قادر نباشند که نقش سازنده خودشان را در نظام ملی و در سطح کلان کشور انجام دهند، در آن صورت پیامدهای مسایل و مشکلات روستایی در حوزه شهری و در نهایت در کلیت سرزمین  پخش خواهد شد.فلذا به جد با ید گفت که توسعه پایدار و یکپارچه ملی  معطوف به توسعه پایدار در سطوح مختلف شهری و روستایی و به اعتقاد من تا حدود زیادی نیز مناطق عشایری است که متأسفانه دارد به فراموشی سپرده می شود و ما در آینده نه چندان دور ،آثار زیانبار ناشی از این سطح از زندگی در کشور را شاهد خواهیم بود.در روستا ها نیز تا بحال تاریخ توسعه ای ما چه در قبل از انقلاب و چه در برنامه های بعد از انقلاب نشان از بی توجهی به سهم فضاهای روستایی به تناسب سهم و جایگاه و کارکردشان در اقتصاد ملی  بوده ایم و این نابرابری در مناطق روستایی در شرایطی کاملاً نابرابر از جهت دسترسی به فرصت ها و منافع حاصل از توسعه وجود داشته و در حقیقت دارد.پس نباید فراموش کرد که باید در عدم تعادل های اجتماعی- اقتصادی و سرزمنی در جهت بالندگی مناطق روستایی و تسهیل رشد و ارتقا دادن این جوامع باید تعدیل صورت گیرد و این امر اجتناب ناپذیر است.

از طرفی  به دلیل این که  روستاها کانون تولیدات زراعی ما هستند، از این رو تأکید بر دانش روز، یکپارچه شدن اراضی، بالا بردن بهره وری و راندمان هیچ منافاتی با یکدیگر ندارد. با این رویکرد، ما به خوبی می توانیم غذای بخش اعظمی از مردم را که یکی از مسائل اساسی کشور است، تأمین کنیم.تکیه بر واردات مواد غذایی، که قیمت آن در نوسان است و ممکن است که هر لحظه گران تر شود، عاقلانه نیست و با توجه به حذف حمایت ها و یارانه های تولیدی و صادراتی سایر کشورهای تولید کننده محصولات مواد غذایی که طبق آموزه های سازمان تجارت جهانی صورت می پذیرد، واردات مواد غذایی در آینده باعث افزایش رشد منفی تراز پرداخت های کشور خواهد شد.  در نتیجه قیمت محصو لات غذایی از این وضع فعلی ، گران تر خواهد شد. و نباید شک کرد که  تحمل این امر بسیار مشکل خواهد بود. البته این مسایل با توجه به چهار فصل بودن کشور ما ست و در زمینه کم بارشی ها و تغییر اقلیم نیز ، در صورت تکرار و ادامه آن باید فکری دیگر کرد.

اگر ما در کشورمان قادر باشیم که توسعه ملی را  خودمان را به نحوی  سامان دهی کنیم که اهمیت ویژه ای به کشاورزی، روستا و تولید داده شود، در آ ن صورت است که ما می توانیم باعث بالا بردن دانش فنی و بومی کردن این دانش ها ( که همیشه شعار بنده بوده است)  در کانون های تولید و روستاها بشویم . هم چنین ما  خواهیم توانست از این طریق نه تنها صرفه جویی قابل توجهی در تراز پرداخت ها  بوجود آوریم ، بلکه اگر با سیاست های آگاهانه و حمایت از تولید به افزایش مازاد بر نیاز دست پیدا بکنیم،  آن وقت صادرات دور از دسترس نیست و می توانیم درآمد ارزی بیشتری داشته باشیم.این موضوع صرفاً در زمینه زراعت گندم، جو، برنج ( و به یک تعبیر صرفاً زراعت) نیست بلکه باید به سایر ساختار های اقتصادی توسعه ای در سطح مناطق روستایی توجه داشت. ما برابر آمارهایی که در دسترس داریم ،حدود 80 درصد جمعیت روستایی جهان سوم به طور مستقیم و غیر مستقیم در فعالیت های کشاورزی مشغول اند .پس اگر ادعا کنیم که با این وضعیت در جهان سوم و از جمله در کشور ما  توسعه ملی، به توسعه روستایی است چرا که ریشه تمامی مشکلات و مسائل عقب ماندگی مثل فقر، نابرابری در حال رشد، رشد سریع جمعیت و بیکاری فزاینده در مناطق روستایی قرار دارد.این موضوع را بسیاری از متخصصین برجسته جهانی در امر توسعه روستایی بر آن مهر تأیید زده اند.البته نباید فراموش کرد که در مناطق متعدد کشور و نیز با توجه به وضعیت اقلیمی و زمانی  و سایر مؤلفه های هر مکان باید با توجه به اولویت های منابع به توسعه  شهری،روستایی،  صنعتی ، و... توجه کرد. لذا نمی توان نسخه ای صد در صد بی نقص برای کل کشور پیچید.بومی کردن دانش و نیز توسعه باید در درون کشور نیز با توجه به ساختارهای فرهنگی ، اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی ، اقلیمی و حتی نژادی و امثال آن صورت گیرد.اما به هر حال سرنوشت اغلب کشورهای جهان در هر دوره از تاریخ آن ها ،  به سرنوشت روستاهای آن کشور ها  بستگی داشته است. زیرا مهم مشخصه از مشخصه  های بارز روستا آن است که تأمین کننده غذای انسان است و می تواند بدون تکیه به شهر، به حیات خود ادامه دهد.در صورتی که شهر ها به روستا ها وابسته اند.

البته با همه اهمیتی که برای توسعه روستایی در کشور ما بعد از انقلاب بر شمرده اند و حتی در قانون اساسی به عنوان به عنوان محور  توسعه نگاه کرده اند، بنده با محوریت قرار دادن آن با توجه به وضعیت سرزمینی مخالفم . در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران آمده است که بخش کشاورزی محور توسعه تلقی شده و اهداف این بخش را در راستای توسعه اقتصادی، در بسیج کلیه امکانات ملی و همه بخشهای اقتصادی به منظور نیل به خود کفایی در تولید کالاهای اساسی کشاورزی، تقویت توان اقتصادی روستاها و احیای آن به عنوان منبع و جایگاه اصلی تولید بیان داشته است .

این که روستا دارای اهمیت فوق العاده در توسعه ملی است و نقش آن بی بدیل است شکی در آن نیست اما محوریت بخشرکشاورزی در توسعه کشور،  دارای اشکالاتی است که به بحث های طولانی تری احتیاج دارد اما در چند جمله بدان اشاره می شود.

کشاورزی زمانی می تواند محور توسعه قرار گیرد که از قبل کشت و زرع و بخش های مربوطه در کشور بتوان ، علاوه بر رفع مایحتاج داخلی بخش قابل توجهی از صادرات را نیز بر دوش این بخش قرار داد. این موضوع در صورت امکان ایجاد آن بسیار اهمیت دارد اما نباید توجه کرد که بخش های مربوط به زمین کشاورزی در کشور ما دارای اشکالات خاص خود است.  اولاً در بسیاری جاها زمین های مرغوبی وجود دارد که فاقد آب اند. دوم این که در جاهای زیادی از کشور آب وجود دارد که زمین کشاورزی وجود ندارد و توانایی انتقال آب یا وجود نداشته ویا مقرون به صرفه نیست. سوم این که زمین های زیادی از خاک کشور در کویر ها و زمین ها ی نامرغوب  خود را نشان می دهد و مسایل دیگر  که بررسی همه آن ها در این مقال نمی گنجد. البته نباید وضعیت بی بارشی و کم بارشی را در این سال ها نیز فراموش کرد. ولی این را هم نباید دور از ذهن داشت که این موضوع چیزی از ارزش نقش روستا ها در توسعه کم نخواهد کرد.

پس باید به نقش تولیدی روستا جهت دست یابی به امنیت غذایی، کمک کردن به بخش صنعت و هم چنین نقش صادرات غیر نفتی روستا در تولید ناخالص کشور و ایجاد فرصت های شغلی در ابعاد مکانی از جمله آثار مناطق روستایی در توسعه ملی کشور توجه نمود . توسعه صنعت گردشگری روستایی به طور ویژه در کشورهای توسعه یافته، عامل اساسی در فرآیند توسعه روستایی و تحقق اهداف توسعه ملی بوده است. نقش توسعه روستایی در  توسعه ملی را در چهار بخش كلی می توان مورد بررسی قرار داد.

بخش اقتصادی

مناطق روستایی و خصوصاً از طریق تولیدات كشاورزی و صنایع دستی نقش مهمی در اقتصاد ملی می توانند ایفاء کنند. رشد بالای بخش كشاورزی در سال های اخیر نشان دهنده وجود پتانسیل زیاد این بخش برای افزایش تولید و توسعه بیشتر است. با این همه اهمیت بخش كشاورزی برای اقتصاد ملی و دستاورد های آن برای کشور، در حالی است كه سهم این بخش از كل منابع سرمایه گذاری شده دولت در سه دهه گذشته همیشه كمتر از 6 درصد بوده است.بنابراین این بخش با حداقل سرمایه گذاری ریالی و ارزی، بالاترین نقش را در اقتصاد ملی داشته است. از این رو، نقش مهم نواحی روستایی در اقتصاد ملی خصوصاً از طریق تولیدات كشاورزی و بخش های وابسته بدان،  ایجاب می كند كه برای تدوام و افزایش این نقش، مخصوصاً در زمینه امنیت غذایی پایدار، مناطق روستایی به عنوان عرصه مهم این فعالیت مورد توجه بیشتر قرار گیرد .البته این به این معنی نیست که  کشاورزی محور توسعه قرار گیرد.

بخش اجتماعی 

در بعد اجتماعی سکونت حدود از 30 درصد جمعیت کشور در مناطق روستایی، و نیز وجود پتانسیل  فرهنگی، یادمان های تاریخی، ساختارهای اجتماعی متنوع و کارآمد، نوع و شیوه زندگی منحصر به فرد روستایی با خصیصه هایی مانند،  خودکفایی و توانمدی، قادر خواهند بود ضمن ایجاد ثبات اجتماعی و فرهنگی و منطقه ای، در ایجاد و به ثمر رسیدن فرآیند توسعه ملی کشور در بخش اجتماعی و فرهنگی کمک نمایند.

 

زمینه  زیست محیطی  

قوانین كشاورزی و زیست محیطی تأثیر زیادی بر توسعه نواحی روستایی دارد. بنابراین نقش زیست محیطی روستا در تحقق اهداف توسعه ملی با قابلیت های مناطق روستایی در جهت مقابله با بیابان زایی و خطرات ناشی از خشکسالی ها، مقابله با فرسایش و تخریب خاک، حفظ و نگهداری منابع طبیعی و نیز میکرو اقلیم ها، معنی پیدا می کند. از این رو، اگر توسعه به معنای تعامل بهنجار نظام های اکولوژیکی، اقتصادی و اجتماعی در نظر گرفته شود، در آن صورت است که روستاو مناطق روستایی نقش اساسی و بنیادی در تحقق توسعه پایدار کشور ایفاء  خواهند نمود.

بخش سیاسی و امنیتی

ملاحظات امنیتی و سیاسی از دیگر نكاتی است كه تأثیر و نقش توسعه روستایی را در توسعه ملی آشکار می کند. از نظر امنیتی بهبود وضع زندگی روستاییان ، هم چنین تثبیت جمعیت فضاها و نقاط روستایی مخصوصاً در فضاهای ویژه مانند سرحدات مرزی، حواشی دشت كویر، دشت لوت و مناطق شرقی و جنوب شرقی كشور نقش مؤثری در حفظ امنیت كشور خواهد داشت.توسعه نیافتگی مناطق مرزی کشور بر روند توسعه کشور تأثیرات زیادی  می گذارد و موجب چالش های بنیادی در برابر این برنامه ها خواهد شد. چرا که توسعه نیافتگی در مناطق مرزی كشور، امنیت این مناطق را تهدید می كند و  ناامنی مناطق مرزی نا امنی را به داخل كشور منتقل خواهد نمود و  این امر به نوبه خود چالش های بزرگ تری را در برابر توسعه ملی بر جای می گذارد.از این رو، توجه به روستاها و توسعه روستایی امری لازم و ضروری است، آن هم ،  با توجه به این که برنامه ریزی بهترین راه رسیدن به توسعه  است ، پس در نتیجه، برای نیل به توسعه ملی باید یک برنامه مدون و اصولی در تمامی زمینه ها چه در مناطق شهری وچه در مناطق روستایی داشته تدوین کنیم.